از میدان جنگ تا موفقیت اقتصادی تجربه شرکت های تاب آور
تجربه جنگ برای هر کشوری و هر کسب و کاری چالشی عمیق و تحولی است. برخی شرکت ها در برابر این فشارها فرو می ریزند و برخی دیگر نه تنها بقا می یابند بلکه پس از بحران قوی تر رشد می کنند. در این مقاله می خواهیم بررسی کنیم چرا بعضی شرکت ها در جنگ تاب می آورند و چه درس هایی از رفتار و تصمیم های آنها می توان گرفت تا کسب و کارها در شرایط مخاطره آمیز آماده تر و مقاوم تر باشند.
جنگ چه ویژگی هایی به کسب و کار تحمیل می کند و چرا بقا سخت است؟
جنگ علاوه بر تخریب فیزیکی، زنجیره تامین را قطع می کند، بازارها را نابسامان می سازد، نیروی کار را جابجا می کند و اعتماد مشتریان و سرمایه گذاران را تضعیف می کند. این محیط با عدم قطعیت شدید، فشار نقدی لحظه ای و محدودیت دسترسی به منابع همراه است. بنابراین هر درس درباره بقا باید به نحوی به مدیریت عدم قطعیت، حفاظت از نقدینگی و حفظ شبکه های انسانی و عملیاتی مرتبط باشد.

درس اول — کاهش وابستگی و تنوع بخشی به زنجیره تامین
یکی از مهم ترین دلایلی که شرکت ها در جنگ از پا در می آیند، وابستگی شدید به یک تامین کننده یا یک مسیر حمل و نقل است. شرکت های تاب آور پیش از بحران، زنجیره های جایگزین شناسایی کرده اند: تامین کنندگان محلی، انبارهای توزیع متعدد و ایجاد قابلیت تولید جایگزین.
مثال عملی: یک تولیدی قطعات که پیش از بحران چند تامین کننده محلی و چند کارخانه قرارداد موازی داشت توانست تولید را بدون وقفه بیش از رقبا ادامه دهد.
درس دوم — مدیریت نقدینگی و شفافیت مالی
نقدینگی در زمان جنگ حکم اکسیژن را دارد. شرکت هایی که ذخایر نقدی، دسترسی به خطوط اعتباری یا برنامه های برش هزینه سریع داشتند توانستند دوره های کم درآمد را تحمل کنند. شفافیت در صورت های مالی و برنامه ریزی سناریو محور کمک می کند تصمیم گیران سریع عمل کنند.
نکته کاربردی: ورودی و خروجی نقد را بر اساس سناریوهای بدبینانه مدل سازی کن و خطوط اعتباری کوتاه مدت را پیشاپیش مذاکره کن.
درس سوم — رهبری تصمیم گیر و ارتباطات روشن
در بحران، رهبری نامشخص و اطلاعات ناقص مرگبار است. رهبرانی که سریع و شفاف تصمیم می گرفتند و اطلاعات را به تیم انتقال می دادند، تیم را متمرکز و آرام نگه می داشتند. تصمیمات قاطع در مورد تعطیلی موقت واحدها، حفاظت از کارکنان و بازنگری محصولات، مانع سردرگمی شد.
نمونه ای از رفتار موثر: مدیری که در ۲۴ ساعت اول بحران یک جلسه اضطراری برگزار و نقشه عملیاتی ۷۲ ساعته اعلام کرد، توانست از فروپاشی تیم و ریزش کارکنان جلوگیری نماید.
درس چهارم — انعطاف پذیری محصول و پخش شدن ریسک کسب و کار
توانایی تغییر محصول یا خدمت به سرعت یکی از محرک های بقای شرکت هاست. برخی کارخانه ها خطوط تولید را در نیمه شب تغییر دادند و محصولاتی مرتبط با نیاز جنگ تولید کردند؛ مثلاً از تولید کالای مصرفی به تولید تجهیزات حفاظتی یا بسته بندی غذاهای فوری.
ایده عملی: از هم اکنون گزینه های pivot (تغییر موقتی محصول) را بررسی کن تا در صورت نیاز به سرعت وارد بازارهای جدید شوی.
درس پنجم — دیجیتال سازی و توزیع عملیات
شرکت هایی که پیش از بحران سرمایه گذاری در دیجیتال سازی، مدیریت از راه دور و اتوماسیون کرده بودند، سریع تر توانستند بخشی از عملیات را به صورت توزیع شده ادامه دهند. پلتفرم های ابری، مدیریت پروژه آنلاین و فروش اینترنتی به عنوان پل نجات عمل کردند.
پیشنهاد: زیرساخت های کلیدی را در ابر داشته باش و فرایندهای حیاتی را دیجیتال کن تا انعطاف عملیات بیشتر شود.
درس ششم — سرمایه اجتماعی، روابط محلی و شبکه های پشتیبانی
روابط قوی با جامعه محلی، نهادهای دولتی و کسب و کارهای همکار می تواند در شرایط جنگی دسترسی به منابع و پشتیبانی فراهم کند. شرکت هایی که پیش از بحران در تعامل با جوامع محلی سرمایه گذاری کرده بودند، در دریافت اطلاعات، تامین منابع و حمایت اجتماعی برتری داشتند.
مثال: کسب و کاری که با گروه های داوطلب محلی قرارداد همکاری داشت، توانست در توزیع کمک به کارکنان و تأمین مواد اولیه ضروری بهره ببرد.
درس هفتم — حفاظت از دارایی های انسانی و توانمندسازی کارکنان
حفظ کارکنان کلیدی، آموزش بحران و ایجاد پل های ارتباطی امن برای آنها باعث ادامه فعالیت شد. شرکت هایی که برنامه های حمایتی برای کارکنان داشتند، حضور نیروی انسانی را حفظ کردند و سریع تر عملیات را راه اندازی نمودند.
اقدام عملی: برنامه های حمایتی اضطراری، بیمه های خاص و بسته های انگیزشی می توانند به حفظ تیم کمک کنند.
درس هشتم — برندینگ قوی و اعتماد مشتری
در دوران جنگ، مشتریان دنبال تداوم خدمات و برندهای قابل اعتماد هستند. شرکت هایی که اعتماد جامعه و مشتریان را از قبل ساخته بودند، توانستند جریان درآمدی را حفظ کنند یا سریع تر بازگردند.
نکته: سرمایه گذاری در شفافیت، خدمات پس از فروش و ارتباط مداوم با مشتریان در زمان عادی، پاداش بزرگی در زمان بحران می دهد.
درس نهم — یادگیری سریع و امکان بازسازی پس از بحران
شرکت های موفق نه تنها بحران ها را پشت سر گذاشتند بلکه از آنها درس گرفتند و ساختارهای بهتری پی ریزی کردند. تدوین گزارشات پس از بحران، تحلیل شکست ها و اصلاح فرآیندها باعث شد نسخه دوم سازمان بهتر، چابک تر و تاب آورتر باشد.
پیشنهاد: هر بحران را به عنوان تمرین برای بهبود ساختار ببین و فرایند بازنگری را در سازمان تثبیت کن.
مثال های واقعی و درس های عملی از شرکت های بزرگ
در ادامه چند شرکت شناخته شده را به صورت پاراگراف های مجزا با هدینگ های جذاب آورده ام تا دقیق تر ببینیم هر کدام چه واکنشی در بحران نشان دادند و چه درسی برای ما دارند.

تویوتا: بازسازی از طریق بهینه سازی فرایند و سیستم تولید
تویوتا پس از آسیب های جنگ جهانی و بحران های بعدی با تمرکز روی بهبود فرایندها و ایجاد سیستم تولید تویوتا (Toyota Production System) توانست سرعت بازسازی و رشد را افزایش دهد. درس تویوتا این است که سرمایه گذاری در فرایندها و کارایی بلندمدت می تواند مسیر بازگشت سریع را هموار کند و از آن به عنوان مزیت رقابتی استفاده شود.
نستله: تنوع محصول برای مقابله با کمبودها
نسله با تنوع بخشی محصولات و انعطاف در بسته بندی و توزیع توانست در دوره های جنگ و کمبود منابع به ادامه فعالیت بپردازد. تجربه نستله نشان می دهد که انعطاف در سبد محصول و تطبیق با شرایط محلی می تواند ریسک زنجیره تامین را کاهش دهد و جریان درآمد را حفظ کند.
فیلیپس: تمرکز بر نوآوری حتی در شرایط سخت
فیلیپس پس از آسیب های جنگی توجه ویژه ای به تحقیق و توسعه داشت و با سرمایه گذاری در تکنولوژی های نوین توانست سهم بازار خود را بازپس گیرد. درس فیلیپس این است که کاهش هزینه ها نباید به قیمت قطع سرمایه گذاری در نوآوری تمام شود؛ نوآوری می تواند کلید بازگشت قوی تر باشد.
فورد: تبدیل خطوط تولید و کاربرد مجدد منابع
در دوران جنگ جهانی دوم، فورد خطوط تولید خود را برای ساخت تجهیزات نظامی و لوازم مورد نیاز بازآرایی کرد و پس از بحران به سرعت به تولید مصرفی بازگشت. این تجربه نشان می دهد که قابلیت تغییر سریع خطوط تولید و استفاده مجدد از امکانات می تواند مزیتی عملی در زمان بحران فراهم کند.
ایکیا: مدل کسب و کار کم هزینه و تمرکز بر توزیع محلی
ایکیا با مدل کسب و کار کم هزینه و تاکید بر توزیع موضعی توانست در شرایط پرچالش رشد کند. تجربه ایکیا یادآور این نکته است که بعضی از بحران ها فرصت هایی برای شکل گیری مدل های جدید کسب و کار ایجاد می کنند و آمادگی برای بهره برداری از این فرصت ها حیاتی است.
یونیلیور: برند قوی و شبکه توزیع گسترده به عنوان سپر
یونیلیور در بحران ها و جنگ های منطقه ای با تکیه بر شبکه توزیع گسترده و برندینگ قوی توانست جریان درآمد را تا حدی حفظ کند. درس یونیلیور این است که سرمایه گذاری در ساخت برند و ایجاد شبکه توزیع قابل اعتماد، نقش سپری محکم در برابر شوک های بازار را بازی می کند.
زی تک مرکز نوآوری زرین پال
زی تک به عنوان مرکز نوآوری زرین پال با هدف حمایت از استارتاپ های نوپا و دانش بنیان، بستری مطمئن برای رشد و توسعه فراهم کرده است. با ارائه خدماتی چون سرمایه گذاری خطر پذیر مشاوره تخصصی، منتورینگ و اتصال به شبکه ای گسترده از شرکای استراتژیک، زیتک همراه استارتاپ هادر مسیر رسیدن به موفقیت است در زی تک، نوآوری معنا میابد و آینده کسب و کار ها شکل میگیرد
سوالات متداول
۱. اولین کاری که باید در ابتدای بحران انجام دهیم چیست؟
اولویت بندی حفاظت از نیروی انسانی و شفاف سازی وضعیت نقدینگی است. سپس یک برنامه عملیاتی ۷۲ ساعته طراحی کن.
۲. آیا همه کسب و کارها باید سهام نقدی بزرگ نگه دارند؟
خیر، ولی باید سناریوهای مالی بدبینانه را مدل سازی کنند و دسترسی به خطوط اعتباری یا منابع اضطراری داشته باشند.
۳. چطور می توان زنجیره تامین را در زمان جنگ ایمن کرد؟
تنوع دهی تامین کنندگان، استفاده از تامین کنندگان محلی، و ایجاد انبارهای راهبردی می تواند کمک کند.
۴. آیا دیجیتال سازی واقعا آنقدر تأثیر دارد؟
بله؛ دیجیتال سازی عملیات، فروش و ارتباطات می تواند سطح انعطاف پذیری شرکت را به طور قابل توجهی افزایش دهد.
۵. چگونه می توان کارکنان را در بحران حفظ کرد؟
شفافیت در ارتباط، پشتیبانی مالی و معنوی، و بسته های حمایتی کوتاه مدت از اثربخش ترین راه ها هستند.

بدون دیدگاه